|
احساسی نوشت های یک چپ دست ماه میزان..
سه شنبه 26 اردیبهشت1391 | 0:16 | متین |
بعضیا خیلی نامردن ، خیلی زود فراموش میکنن همه چیزو ... دلم ازشون گرفته !!! اما سکوت میکنم به احترام دوستان و باز هم ..... حال مــــــــــــــــــا خوب است اما تو ..........
زندگی در حال عبوره خدا رو شکر به خاطر عبورش ... اما نمیتونم تحمل کنم بعضی ناملایماتی رو که فقط در حق خانوماست .. چرا دو تا دختر نمیتونن راحت بشینن تو حیاط دانشگاه و خوش باشن؟ چرا حتما باید اذیت شن ؟ اصلا کی گفته هر دختری که بخنده ینی مورد داره ... چرا هر جور که میخواییم حرف بزنیم راه بریم بشینیم باید نگران باشیم؟ آخه این چه وضشه ؟! من و دوستام یه گروه چهار نفره ایم که نه کار به کار کسی داریم نه چیزی فقط از داشتن هم خوشحالیم و دوس داریم با هم بودنو و لذت میبریم از کنار هم بودن با تمام دعواهامون .... اما گاهی بعضیا دوس ندارن این شادی ما رو که بی آلایشه ... خوشحالم بخاطر بودن دوستام شنبه 23 اردیبهشت1391 | 23:17 | متین |
ممنونیم از ابر سیاه بدبختی هایمان که گاهی کمی آنطرف تر میرود و مجالی میدهدکه کمی هم روی آفتاب را ببینیم!!!
شاید هم اینطوری بهتر و بیشتر قدر آفتاب دونسته بشه !!! دلم شادی کردن میخواهد ، دلم میخواهد بنویسم از خوشی هایم ، از روزگارم ، از زندگی ام ، از دوستانم ، از خدایم ، از عزیزانم ... دلم میخواهد همیشه به یاد داشته باشم بهترین هایم را و به یادشان خوش باشم اما چه کنم میگیرد این لا مصب هر گاه به گاهی و نمیگذارد به یاد خوشی هایم خوش باشم!! مینویسم از سختی ها و تلخی های زندگانی ام اما دوس دارم در کنارشم بنویسم گاه بگاهی از روزمرگی های شیرینم که زندگی را برایم راحت میکند!!! مینویسم بگذار هر که چشم نداشت برای دیدنش چشم هایش را ببندد .. خسته شده ام از ناله هایم!!!! سه شنبه 19 اردیبهشت1391 | 11:29 | متین |
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |